مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال
 
 قدرت حرف زدن نداشتم    

 

 

 

مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی،

 

ای باغبان هستی من، گاهِ

 

روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند.

 

گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.

 

گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم

 

را می شناسد و درمانم می کند. گاهِ اندرزم،

 

حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم،

 

معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف

 

به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.

 

          گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد.

 

                  مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛

 

                     تو را سپاس می گویم و می ستایمت

 

مادرم دوستت دارم

بر دستان پر مهرت بوسه می زنم مادر

روز مادر و تولدحضرت زهرا بر تمام مادران ایران زمین مبارک باد.

اون میدونست که ما به یک شخص مهربان نیاز داریم که دست یاری به سوی ما بلند کنه

کسی که با میل وقتشو در اختیارمون بزاره دلواپسمون باشه و مارو بفهمه
 
 
کسی که برای ما حقیقته خواه نزدیک خواه دور و جدا از ما باشه

کسی که دوستمون داره و ما می تونیم برای همیشه تو قلبمون مثل یک گنج اونو نگاه بداریم
 
و این دلیل اینکه خدا به ما دوستان را هدیه داده است
 
دیروز با بهترین دوست وهمکلاسی قدیمییم.به خاطر
یک مشکل؟ دوستیمون بهم خورد از دیشب اعصابم خورده
کمکم کنین.
 
 

تصور کن

ترک هایی میان چهره ام را
و شکستن تصویرم
این قاب عکس در دست کیست 
 
                                         تو ... ؟
                                                 

برایم مهمانی نگرفتند
 
گفتند دستانت گناه کارند
 
صدایم را خفه کردند
و
 چشمانم را که خیسه خیس  بودند
 
 بستند
من ندیدم چه کسی او را ربود  
 
اما وقتی که نور دیدم
 
گفتند
خودم مقصر ترین هستم
آری یواش سکوت آغاز کن